مریضی من وتنهایی دخترم آیدا
چهارم دیماه سال 86 برخلاف سال قبل برای من خوب نبود .در واقع خیلی سخت بود ماجرا از آنجا شروع شد که من باید دندانم را جراحی می کردم بعد از عمل از ترس اینکه درد زیادی داشته باشه مرتب پروفن خوردم اون هم در حالتی که غذا نمی تونستم بخورم ونتیجه اش این شد که دچار خونریزی معده شدم اوایل که دکترها فکر می کردند مربوط به جراحی می شه بعد از مدتی دکتر حیات بخش گفت که باید اندسکوپی کنه که این در نوع خودش خیلی عذاب آور بود بالاخره فهمیدند که خونریزی معده کردم اون دوران چه بر من گذشت فقط خدا می دونه یکماه تمام توی خونه مامانم بستری بودم وجدای از مریضی افسردگی گرفتم طوری که حتی با رضا وآیدا هم حرف نمی زدم آن زمان روی روحیه دخترم خیلی تاثیر گذاشته بود بعدها ف...
نویسنده :
مامان محدثه
15:22


